در سئو، همیشه درباره انتخاب کلمات کلیدی، بهینهسازی محتوا و گرفتن رتبههای بهتر صحبت میکنیم. اما یکی از مهمترین عواملی که اغلب نادیده گرفته میشود، فهم دقیق این است که کاربر چرا یک عبارت را جستجو کرده و چه انتظاری از نتیجه دارد. اگر بتوانید بهدرستی تشخیص دهید که کاربر پشت هر جستجو چه نیازی دارد، میتوانید محتوایی تولید کنید که دقیقاً همان خواسته را برآورده کند. این موضوع که «کاربر دنبال چه هدفی است» همان هدف جستجو (Search Intent) است.
گوگل امروزه بیش از هر زمان دیگری بر تطابق بین هدف جستجو و محتوای صفحه حساس است. اگر مقاله یا صفحه شما حتی باکیفیتترین محتوا را هم داشته باشد، اما با نیت کاربر هماهنگ نباشد، شانس رتبه گرفتن بهطور چشمگیری کاهش پیدا میکند. پس شناخت هدف جستجو نهتنها یک مزیت، بلکه یک ضرورت برای هر کسبوکار آنلاین است.

هدف جستجو (Search Intent) چیست؟
وقتی کاربر عبارتی را جستجو میکند، در ذهنش یک هدف مشخص وجود دارد؛ هدفی که ممکن است آموزش دیدن، مقایسه محصول، خرید، یا پیدا کردن یک برند خاص باشد. هدف جستجو یعنی شناخت این انگیزه پنهان. برای مثال، کسی که عبارت «خرید لپتاپ دانشجویی» را جستجو میکند، به وضوح آماده خرید است، اما فردی که «بهترین لپتاپ برای دانشجویان» را مینویسد، هنوز در مرحله بررسی و تحقیق است. این تفاوت کوچک، نوع محتوایی که باید تولید کنید را کاملاً تغییر میدهد.
درک هدف جستجو باعث میشود محتوا دقیقاً مطابق انتظار کاربر باشد و در نتیجه نرخ کلیک افزایش پیدا کند، زمان بیشتری در صفحه بماند و تعامل بهتری ایجاد شود. گوگل نیز این تعامل مثبت را بهعنوان سیگنال رضایت کاربر در نظر میگیرد و رتبه صفحات شما را بهبود میبخشد.
نقش معناشناسی (Semantics) در فهم هدف جستجو
گوگل در گذشته تنها کلمات را بهصورت سطحی مقایسه میکرد، اما امروز با مفهوم معناشناسی (Semantics) کار میکند؛ یعنی تلاش میکند منظور واقعی کلمه را بفهمد. معناشناسی باعث میشود گوگل بتواند تشخیص دهد که «گوشی ارزان» همان مفهوم «گوشی اقتصادی» را دارد یا بفهمد که واژهای مانند «Java» چندین معنی دارد و بسته به متن باید تفسیر صحیح را انتخاب کند.
این توانایی گوگل باعث شده که کمتر به تطابق مستقیم کلمات کلیدی و بیشتر به درک هدف و مفهوم پشت عبارت توجه کند. همین موضوع اهمیت تولید محتوای طبیعی، جامع و معنامحور را بیشتر کرده است، چون گوگل اکنون قادر است منظور محتوای شما را بفهمد و آن را با نیاز کاربر تطبیق دهد.
هوش مصنوعی و نقش آن در تفسیر هدف جستجو
با ظهور مدلهای مدرن هوش مصنوعی، تحلیل هدف کاربر حتی پیچیدهتر و دقیقتر شده است. این مدلها صرفاً کلمات را کنار هم نمیگذارند، بلکه ارتباط میان جملات، زمینه موضوعی و حتی نیازهای پنهان کاربر را تحلیل میکنند. برای مثال، وقتی کاربر مینویسد «بهترین گوشی مناسب دانشجو با قیمت خوب»، هوش مصنوعی تشخیص میدهد که کاربر علاوهبر قیمت مناسب، بهدنبال مقایسه و پیشنهاد نیز هست. بنابراین محتوای مناسب چنین جستجویی باید اطلاعات آموزشی، راهنمای خرید و شاید چند پیشنهاد محصول را در کنار هم شامل شود.
هرچقدر محتوای شما ساختارمندتر و واضحتر باشد، شانس بیشتری دارد که در پاسخهای هوش مصنوعی نیز مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین نوشتن مقالههایی که مفهومی، عمیق و چندبعدی باشند اهمیت زیادی پیدا کرده است.

انواع هدف جستجو
در سئو، هدف جستجو معمولاً در چهار دسته اصلی قرار میگیرد. این تقسیمبندی کمک میکند بفهمید کاربر در هر مرحله از سفر خود چه نیازهایی دارد و شما باید چه محتوایی برای او آماده کنید.
1. هدف اطلاعاتی (Informational Intent)
افرادی که با هدف اطلاعاتی جستجو میکنند، قصد دارند چیزی یاد بگیرند یا پاسخی برای پرسشی پیدا کنند. این جستجوها ممکن است شامل عباراتی باشند که مستقیماً سؤال مطرح میکنند، یا عباراتی که ظاهر سادهای دارند ولی ماهیت آموزشی دارند. برای مثال «طرز تهیه عدسی» یا «بارندگی امروز تهران» هر دو نوعی هدف اطلاعاتی دارند.
گوگل در این جستجوها معمولاً نتایجی را نمایش میدهد که بهصورت مستقیم و واضح به سؤال کاربر پاسخ دهند. بنابراین محتوا باید شفاف، مختصر و درعینحال کامل باشد. توضیح دادن موضوع با زبانی ساده، استفاده از مثالها و ارائه اطلاعات عملی میتواند باعث شود کاربر احساس کند صفحه شما دقیقاً همان چیزی است که بهدنبالش بوده است.
2. هدف ناوبری (Navigational Intent)
در هدف ناوبری، کاربر دقیقاً میداند میخواهد وارد کدام سایت شود اما از گوگل به عنوان میانبر استفاده میکند. برای مثال، افراد برای ورود به دیجیکالا یا اینستاگرام بهجای تایپ آدرس سایت، نام آن را در گوگل جستجو میکنند.
در این نوع جستجو، اهمیت اصلی با اعتبار برند و بهینه بودن صفحات اصلی سایت است. وبسایت باید طوری سئو شده باشد که در نتایج جستجوی مربوط به نام برند، اولین گزینه باشد. صفحه اصلی، صفحه ورود کاربران، صفحه محصول یا هر صفحهای که کاربران برند شما را برای آن جستجو میکنند باید کاملاً بهینه باشد تا مخاطب بدون سردرگمی وارد مقصد شود.
3. هدف تجاری یا مقایسهای (Commercial Intent)
در هدف تجاری، کاربر هنوز آماده خرید نیست اما در حال جمعآوری اطلاعات و بررسی گزینههای مختلف است. او میخواهد مطمئن شود انتخابش منطقی و مناسب است. این افراد معمولاً عباراتی مانند «بهترین گوشی زیر ۱۰ میلیون»، «مقایسه لپتاپهای مناسب برنامهنویسی» یا «آیا هاست X خوب است؟» را جستجو میکنند.
در این مرحله، نقش شما ایجاد اعتماد است. محتوایی که برای این جستجو مینویسید باید صادقانه، دقیق و کاربردی باشد. ارائه توضیحات مفصل، نقد و بررسی منصفانه، شرح نقاط قوت و ضعف محصولات و راهنمای خرید میتواند مخاطب را قانع کند که شما منبع قابل اعتمادی هستید. این اعتماد، زمینه را برای خرید فراهم میکند و کاربر را وارد مرحله تراکنشی میکند.
4. هدف تراکنشی (Transactional Intent)
در مرحله تراکنشی، کاربر آماده انجام یک اقدام مشخص است و اغلب قصد خرید دارد. اگر فردی عبارت «خرید لپتاپ ایسوس مدل X» یا «دانلود نسخه اصلی نرمافزار Y» را جستجو میکند، هیچ تمایلی به خواندن مقالههای طولانی ندارد. او فقط میخواهد وارد صفحه محصول شود، اطلاعات اصلی را ببیند و خرید را انجام دهد.
صفحات تراکنشی باید کاملاً واضح و مستقیم باشند. توضیح محصول باید دقیق و کافی باشد؛ تصاویر باید باکیفیت باشند و مسیر خرید بدون پیچیدگی و در سریعترین حالت ممکن انجام شود. هر عامل اضافی یا غیرضروری ممکن است باعث منصرف شدن کاربر شود، بنابراین طراحی این صفحات باید بر اساس سادهسازی تجربه کاربری انجام شود.
هدف ترکیبی (Mixed Intent)
بسیاری از جستجوهای امروزی ترکیبی از چند هدف هستند. برای مثال کسی که مینویسد «کفش دویدن برای مبتدیها»، هم میخواهد اطلاعات بگیرد، هم میخواهد مقایسه کند و هم ممکن است در نهایت خرید کند. به همین دلیل گوگل در چنین جستجوهایی ترکیب متنوعی از صفحات آموزشی، نقد و بررسی، و صفحات فروش را در نتایج نمایش میدهد.
برای پاسخ به این نوع جستجو، محتوای شما باید چندمنظوره باشد؛ یعنی هم توضیح مفصلی درباره موضوع ارائه دهد، هم گزینههای مناسب را معرفی کند و هم راهنمای خرید و لینک به محصولات مرتبط را در اختیار کاربر قرار دهد. این نوع محتوا هم باعث افزایش رضایت کاربر میشود و هم شانس شما را برای دیده شدن در نتایج مختلف افزایش میدهد.
چگونه گوگل Search Intent را تشخیص میدهد؟
گوگل برای تشخیص هدف جستجو تنها به عبارت جستجو شده نگاه نمیکند، بلکه رفتار میلیونها کاربر را نیز تحلیل میکند تا بفهمد کاربران معمولاً بعد از جستجوی یک عبارت خاص، چه نوع صفحهای را ترجیح میدهند. همچنین با بررسی نتایج موجود در آن جستجو، متوجه میشود که سازندگان محتوا چه نوع پاسخهایی ارائه دادهاند. این رفتار جمعی، بهترین نشانه برای گوگل است تا نوع هدف جستجو را تشخیص دهد و نتایج را بر اساس آن مرتب کند.
چگونه نیت جستجوی مخاطبان خود را پیدا کنیم؟
برای شناخت هدف از جستجو، باید ببینید مخاطبان شما دقیقاً چه انتظاراتی دارند. تحلیل نتایج گوگل، بررسی رفتار کاربران در سایت، مطالعه نظرات مشتریان و استفاده از ابزارهایی مانند Search Console میتواند تصویری دقیق از نیت واقعی کاربران ارائه دهد. گاهی حتی یک نظرسنجی ساده در سایت میتواند به شما کمک کند بفهمید کاربر با چه نیتی وارد صفحه شده و آیا پاسخ مورد نظرش را پیدا کرده یا خیر.
مطالعه صفحه نتایج جستجو یکی از بهترین روشهاست، زیرا خود گوگل نشان میدهد که کدام نوع محتوا برای آن عبارت مناسبتر است. اگر بیشتر نتایج آموزشی باشند، این بهمعنی هدف اطلاعاتی است؛ اگر بیشتر نتایج به بررسی و مقایسه اختصاص داشته باشند، هدف تجاری است و اگر صفحات فروش بیشتر دیده شوند احتمالاً هدف تراکنشی است.
کمک ابزارهایی مانند Ahrefs و Semrush در تشخیص هدف جستجو
ابزار هایی مثل Semrush یا Ahrefs این امکان را فراهم میکند که هنگامی که یک عبارت کلیدی را وارد میکنید، نهتنها کلمات کلیدی مشابه، بلکه هدف جستجوی هر کدام را نیز مشاهده کنید. این اطلاعات کمک میکند تا بدانید برای هر کلمه کلیدی، چه نوع محتوایی لازم است و چگونه میتوانید آن را به بهترین شکل بهینه کنید.
این ابزارها درواقع به شما کمک میکنند قبل از ایجاد هر محتوا، بفهمید مخاطب در چه مرحلهای از سفر خود قرار دارد؛ آیا هنوز در حال یادگیری است؟ آیا در حال مقایسه است؟ یا آماده خرید شده؟ دانستن این موضوع باعث میشود از ابتدا محتوایی تولید کنید که بیشترین تاثیر را روی مخاطب بگذارد.
تغییر رفتار کاربران در عصر هوش مصنوعی
با رشد ابزارهای هوش مصنوعی، کاربران در جستجوهای خود بسیار دقیقتر و واضحتر شدهاند. امروزه کاربران درخواستهای طولانیتری مطرح میکنند و انتظار دارند پاسخهایی کامل، سریع و قابل اعتماد دریافت کنند. این تغییر باعث شده که هدف جستجو در بسیاری از مواقع پیچیدهتر و ترکیبیتر باشد.
همچنین پدیدهای بهنام «جستجوی بدون کلیک» افزایش یافته است؛ یعنی کاربران پاسخ خود را مستقیم در نتایج گوگل یا داخل ابزارهای هوش مصنوعی دریافت میکنند و نیازی به ورود به سایتها ندارند. این مسئله اهمیت ساختارمندی محتوا و ارائه اطلاعات مهم در بخشهای اولیه مقاله را بیشتر کرده است، زیرا هوش مصنوعی معمولاً از همین بخشها برای ساخت پاسخ استفاده میکند.

چکلیست حرفهای تعیین هدف جستجو (Search Intent)
در این بخش یک چک لیست کاربردی برای تعیین هدف کاربر از جستجو آماده کردیم که کمک بسیار خوبی به شما خواهد کرد.
1. ابتدا خود عبارت کلیدی را تحلیل کنید
به محض اینکه یک عبارت کلیدی را انتخاب میکنید، چند ثانیه به خود عبارت نگاه کنید و سعی کنید بفهمید کاربر احتمالاً بهدنبال چه چیزی است. اگر عبارت شامل کلماتی مانند «چگونه»، «چیست»، «راهنما» یا «معنی» باشد، معمولاً هدف اطلاعاتی است. اگر عبارت نام برند یا محصول باشد، احتمالاً هدف ناوبری یا تراکنشی است.
این نگاه اولیه به شما جهت کلی میدهد و ذهن شما را آماده میکند که از چه زاویهای به محتوا نزدیک شوید.
2. صفحه نتایج گوگل (SERP) را بررسی کنید
مهمترین بخش تعیین هدف جستجو، نگاه کردن به نتایج گوگل است. گوگل عملاً به شما میگوید که کاربران چه چیزی را ترجیح دادهاند. اگر در نتایج مقالههای آموزشی دیده میشود، هدف اطلاعاتی است. اگر صفحات فروش بیشتر ظاهر شدهاند، کاربر آماده خرید است.
گاهی نتایج ترکیبی هستند؛ در این حالت هدف جستجو احتمالاً ترکیبی یا چندگانه است. مرور SERP دقیقترین روش تشخیص هدف جستجوست.
3. نوع محتواهایی را که گوگل نمایش میدهد یادداشت کنید
هنگام بررسی نتایج، مشخص کنید گوگل چه نوع صفحاتی را نشان میدهد: آیا مقاله، ویدئو، نقد و بررسی یا صفحه خرید؟ گوگل برای هر هدف جستجو نوع مشخصی از محتوا را ترجیح میدهد. اگر ویدئوها زیاد باشند، یعنی کاربر به آموزش سریع علاقه دارد. اگر صفحات فروش غالب هستند، جستجو ماهیت تراکنشی دارد.
بررسی این الگوها به شما کمک میکند محتوایی بسازید که با انتظارات کاربر و الگوریتم هماهنگ باشد.
4. بررسی کنید کاربر در چه مرحلهای از سفر خرید است
هر کاربر در یک مرحله ذهنی قرار دارد؛ مرحله یادگیری اولیه، تحقیق و بررسی، تصمیمگیری یا خرید. تعیین اینکه کاربر کجای مسیر است، تعیین میکند چه نوع محتوایی باید تولید کنید. اگر در مرحله بررسی باشد، باید مقایسه و نقد بنویسید؛ اگر در مرحله خرید باشد، صفحه محصول بهترین پاسخ است. این دیدگاه باعث میشود محتوا دقیقتر و هدفمندتر شود.
5. کلمات کمکی و نشانههای زبانی را تحلیل کنید
بسیاری از کلمات داخل عبارت کلیدی نشانههای دقیقی درباره نیت کاربر ارائه میدهند. برای مثال کلماتی مثل «بهترین»، «مقایسه»، «برای چیست»، «خرید» یا «قیمت» هرکدام هدف متفاوتی را مشخص میکنند. این کلمات چراغ راه شما برای تشخیص هدف واقعی جستجو هستند.
نوشتن یک لیست از این نشانههای زبانی میتواند به تیم محتوا کمک کند سریعتر تصمیم بگیرد محتوای مناسب برای هر جستجو چیست.
6. دادههای سرچ کنسول و رفتار کاربران سایت را بررسی کنید
اگر عبارت کلیدی قبلاً بازدید داشته، رفتار کاربران در صفحات فعلی میتواند نشان دهد آیا نیازشان برطرف شده یا خیر. نرخ پرش بالا ممکن است نشانه اشتباه بودن نوع محتوا با هدف جستجو باشد. اگر کاربران زمان زیادی در صفحه باقی میمانند، به احتمال زیاد محتوا با نیت آنها هماهنگ بوده است.
بررسی این دادهها از خطاهای تکراری جلوگیری میکند و کیفیت تولید محتوا را افزایش میدهد.
7. به سؤالات و دغدغههای واقعی کاربران توجه کنید
مخاطبان معمولاً از طریق کامنتها، ایمیلها یا شبکههای اجتماعی نیازهای واقعی خود را بیان میکنند. این سؤالات بهترین راهنما برای تشخیص هدف جستجو هستند. برای مثال اگر کاربران مرتباً میپرسند «کدام گوشی برای بازی مناسبتر است؟» یعنی شما باید محتوای مقایسهای و تجاری تولید کنید.
این اطلاعات از دل کاربران میآید و ارزش بسیار بالایی دارد.
8. از ابزارهایی مثل Semrush و Ahrefs برای تعیین intent کمک بگیرید
ابزارهای حرفهای سئو معمولاً نوع هدف جستجو را بهصورت رنگی یا متنی مشخص میکنند. این ویژگی باعث میشود بدانید یک کلیدواژه بیشتر به چه نوع محتوایی نیاز دارد. ابزارهای ایرانی نیز در تشخیص حجم جستجوی فارسی و روندهای رفتاری بسیار مفید هستند و تصویر واضحتری از نیت کاربران فارسیزبان ارائه میدهند.
9. مطمئن شوید محتوای شما دقیقاً همان چیزی را ارائه میدهد که کاربر انتظار دارد
پس از تشخیص هدف جستجو، باید مطمئن شوید محتوایی که تولید میکنید کاملاً با نیت کاربر مطابقت دارد. اگر هدف اطلاعاتی است، نباید محتوا را بهصورت تبلیغاتی و فروشمحور بنویسید. اگر هدف تجاری است، محتوا باید شامل مقایسه، بررسی و راهنمای خرید باشد. و اگر هدف خرید است، صفحه باید کامل، مختصر و مستقیم باشد.
هرچقدر تطابق بین هدف و محتوا بیشتر باشد، نرخ تبدیل و رتبهبندی شما بهتر خواهد شد.
10. در پایان، خودتان را جای کاربر بگذارید
بهعنوان آخرین مرحله، چند ثانیه مکث کنید و از خود بپرسید: «اگر من این عبارت را در گوگل جستجو میکردم، چه نوع صفحهای میخواستم ببینم؟»
این سؤال ساده اما قدرتمند، میتواند دقیقتر از بسیاری از ابزارها هدف جستجو را مشخص کند. تجربه انسانی در بسیاری مواقع گرهگشاتر از هر الگوریتمی است.
این چکلیست به شما کمک میکند قبل از نوشتن هر محتوا، درک دقیقی از نیت کاربر پیدا کنید. زمانی که محتوای شما دقیقاً مطابق انتظار او باشد، هم گوگل به شما امتیاز بالاتری میدهد و هم کاربران تجربه بهتری خواهند داشت.
تشخیص درست هدف جستجو یعنی: رتبه بهتر، ماندگاری بیشتر کاربر، نرخ تبدیل بالاتر و محتوایی که دقیقاً همان چیزی است که مخاطب میخواست.

سوالات متداول در مورد Search Intent
1. آیا هدف جستجو همان کلمه کلیدی است؟
خیر. این دو موضوع کاملاً متفاوتاند، هرچند به هم مرتبط هستند. کلمه کلیدی (Keyword) عبارتی است که کاربر جستجو میکند، اما هدف جستجو قصد و نیاز واقعی او پشت همان عبارت است. برای مثال، عبارت «بهترین گوشی ۲۰۲۵» یک کلمه کلیدی است، اما هدف جستجوی آن تحقیق و مقایسه است، نه خرید مستقیم. بسیاری از تولیدکنندگان محتوا اشتباه میکنند و تصور میکنند با تکرار کلمه کلیدی، به هدف میرسند، درحالیکه گوگل روی نیت کاربر تمرکز دارد، نه فقط کلمات.
2. آیا یک کلمه کلیدی فقط یک هدف جستجو دارد؟
نه، خیلی از عبارتها چندهدفه یا ترکیبی هستند. یعنی ممکن است کاربر همزمان دنبال اطلاعات، مقایسه و حتی خرید باشد. مثال ساده آن «کفش دویدن برای مبتدیها» است. کاربر هم میخواهد اطلاعات بگیرد، هم بهترین گزینهها را ببیند و هم شاید در نهایت خرید کند. در این موارد، بهترین محتوا چیزی است که چند نیاز را همزمان پوشش دهد و کاربر را در مسیر درست هدایت کند.
3. چرا صفحه من رتبه نمیگیرد با اینکه محتوایش بسیار خوب است؟
دلیل رایج این است که محتوا با هدف جستجوی کاربر هماهنگ نیست. مثلاً اگر هدف تراکنشی باشد و شما یک مقاله طولانی آموزشی بنویسید، گوگل آن را با نیاز کاربر تطبیق نمیدهد. یا اگر هدف اطلاعاتی باشد و شما لابهلای محتوا مدام محصول معرفی کنید، کاربر احساس میکند صفحه تبلیغاتی است و سریع خارج میشود.
گوگل نشانههای رفتاری مثل نرخ پرش، زمان حضور و کلیک بعد از جستجو را بررسی میکند تا بفهمد محتوای شما واقعاً نیاز کاربر را برآورده کرده یا نه.
4. از کجا بفهمم هدف جستجو درست تشخیص داده شده است؟
بهترین روش این است که SERP را بررسی کنید. اگر گوگل برای یک عبارت، ده نتیجه آموزشی نشان میدهد، یعنی هدف اطلاعاتی است. اگر اغلب نتایج فروشگاهیاند، هدف تراکنشی است.
همچنین بررسی رفتار کاربران در سایت، دیدن اینکه کدام بخشها بیشتر کلیک میشود، یا اینکه کاربران چقدر زمان در صفحه میمانند، نشانههای بسیار مهمی هستند. اگر صفحه شما نرخ تعامل خوبی دارد، یعنی تشخیص هدف جستجو درست بوده است.
5. آیا امکان تغییر هدف جستجو در طول زمان وجود دارد؟
بله، این موضوع بسیار رایج است. نیاز کاربران با گذر زمان تغییر میکند و گوگل نیز نتایج را مطابق رفتار جدید کاربران تنظیم میکند. برای مثال ممکن است قبلاً جستجوی «فتوشاپ» عمدتاً هدف ناوبری داشته باشد (ورود به سایت Adobe)، اما امروز بسیاری از مردم دنبال نسخههای جایگزین یا آموزش سریع هستند، پس SERP ترکیبیتر شده است.
به همین دلیل بازبینی منظم صفحات و تطبیق محتوا با تغییرات هدف جستجو اهمیت زیادی دارد.
جمعبندی
در جهان امروز، موفقیت در سئو بدون شناخت هدف جستجو تقریباً غیرممکن است. شما باید بدانید کاربر با چه نیتی جستجو میکند، چه انتظاری دارد و در کدام مرحله از مسیر تصمیمگیری قرار دارد. سپس باید محتوایی تهیه کنید که دقیقاً با این نیاز منطبق باشد.
اگر هدف کاربر دریافت اطلاعات است، محتوای شما باید آموزشی باشد. اگر قصد ورود به یک سایت را دارد، لازم است برند شما در نتایج بهصورت واضح و سریع دیده شود. زمانی که در مرحله بررسی و مقایسه است، باید محتواهایی مانند نقد و بررسی، مقایسه و راهنمای خرید ارائه دهید. در نهایت، اگر کاربر آماده خرید است، صفحه محصول شما باید بهترین و سریعترین تجربه خرید را فراهم کند.
کمتر وبسایتی بهصورت مرتب محتوای خود را بر اساس هدف جستجو بهینه میکند، اما آنهایی که این کار را انجام میدهند معمولاً بهترین رتبهها را از آن خود میکنند. وقتی محتوای شما با نیت واقعی کاربران هماهنگ باشد، هم کاربران از شما راضیتر خواهند بود و هم گوگل.















